دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته
درِ شفاعت

میلاد حسین و شادى دل‌ها شد

 امّید دل پیمبران پیدا شد

 

اینک به سویش برو که فردا دیر است

 کز آمدنش در شفاعت وا شد

 

عید آزادى

 

بر آن چه که شد هادى فطرس، صلوات

 خوانیم به دل‌شادى فطرس، صلوات

 

میلاد حسین، عید آزادى اوست

 بر لحظۀ آزادى فطرس، صلوات

نگاه مادر

ظالم! تو که می‌بُرى سر از پیکر من

 سیراب ز خنجرت شود حنجر من،

 

رحمى که ز دل، ناله برآرد خواهر

 شرمى که نگاه می‌کند مادر من

 

وداع

 

بر خاک نشست و آبرو را بوسید

 چون جان به بغل گرفت و او را بوسید

 

در وقت وداع با حسینش زینب

 رگ‌هاى بریده‌ی گلو را بوسید

اشک غم

 

اى اشک غمت روشنى محفل ما!

 فارغ ز تو یک لحظه مبادا دل ما!

 

اى واى کسى که حاصلش سوخت! ولى

 از عشق تو سوختن بُوَد حاصل ما

لوای خدمت

اى حلقه‌ی نوکرى تو در گوشم!

 چو بحر ز ناب عشق تو در جوشم

 

خواهم که خداى بخشدم بر تو، حسین!

 باشد چو لواى خدمتت بر دوشم

 

آبرو

 

دارم چه اگر گناه صحرا صحرا

 وز شرم شدم به جمع تنها، تنها

 

من آبرویم ز آبروى توست، حسین!

 شد قطره ز پیوستن دریا، دریا

دو گل محمّدى

زیبا شده باغ احمدى از گل یاس

 اى ماه نبى! خوش آمدى با گل یاس

 

آمیخته از حسین و عبّاس و على

عطر دو گل محمّدى با گل یاس

 

عجب است

آن دل که ورا غم نپذیرد، عجب است

 عاشق که از او جدا بمیرد، عجب است

 

ما عبد حسینیم و چنین آقایى

 گر دست غلام خود نگیرد، عجب است

 

 

۳۰

 

تا درگه تو قبلۀ راز است، حسین!

 ما را به درت روى نیاز است، حسین!

 

گردد درِ کعبه باز سالى یک بار

وین کعبه درش همیشه باز است، حسین!

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×
ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×