دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته
کبوتر

روضه شروع شد، همه پر در بیاورید

از این بهشت میوۀ نوبر بیاورید

 

حالا که حوض کوثر ما گریه بر شماست

یک کاسه اشک ناب، از آن ور بیاورید

فراق کرب و بلا

یا در فراق کرب و بلا می‌کشی مرا

یا با غم امام رضا می‌کشی مرا

 

بالای سر اگر نکشی‌ام بدون شک

پایین پای خود به خدا می‌کشی مرا

شیرازۀ خون

عاشق غمزده را یاد تو جانان کافیست

سینۀ سوخته را نالۀ سوزان کافیست

 

بهر راضى شدن مادر زارت زهرا

لحظه‌اى زمزمۀ ذکر حسین جان کافیست

مرحمت مادر

قبله‌ام روى تو و خانۀ تو جاى من است

یاحسین ورد زبان من و لب‌هاى من است

 

مرده آرند به هر مجلس تو ، زنده شود

محفل روضۀ تو وادى سیناى من است

راهیان کرببلا

صد شکر می‌کنم که گرفتار تو شدم

منت نهاده اى و عزادار تو شدم

 

احرام عشق بسته به میقات آمدم

حیران کوى وصل به دیدار تو شدم

سی سال گریه

 

سی سال گریه کرده‌ام آن ظهر داغ را

چشمم سرود وسعت آن‌ اتفاق را

 

تنهایی‌ام صحیفه صحیفه ورق زده ست

یعقوب وار قصۀ اشک و فراق را

 

نیزه

 

داشتم انتظار از نیزه

انتظار شکار از نیزه

 

تا که زینب برای پیکر تو

ساخت سنگ مزار از نیزه

 

حضرت لب تشنه

برای روضه نشستیم و روضه خوان آمد

صدا گرفته و غمگین و ناتوان آمد

 

نشست و گفت سلامٌ علیک یا عطشان

سلام حضرت لب تشنه، روضه خوان آمد

اشک روضه بر دل آلوده قیمت می‌دهد

خواب یاران، استخوان در گلو یعنی همین

غافلیم و حاصل دوری از او یعنی همین

 

عمرمان طی شد به فکر آرزوهای بلند

سکر جهل آرزو در آرزو یعنی همین

 

نان سفره

ما آب از دو دیدۀ گریان گرفته‌ایم

از سفرۀ شماست اگر نان گرفته‌ایم

 

روزی ما به دست شما می‌خورد رقم

پس رزق را ز دست کریمان گرفته‌ایم

 

شام عزا

بر خاک کربلاست اگر پیکر حسین

امشب رسیده است به کوفه سرحسین

 

ای آسمان بنال که از ظلم کوفیان

خاکستر تنور شده بستر حسین

 

دفتر خونین

وای از این روضه که از آن شده دفتر خونین

روضه خوان خون به دل و مسجد و منبر خونین

 

مستمع جامۀ خود چاک زد از این ماتم

مادری لطمه به صورت زد و منبر خونین

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×
ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×