کرب و بلا: با وجود گذشت هزاران سال از دوران امامت و شهادت امام حسن مجتبی (ع) و تألیف کتب متعدد و نقل روایتهای فراوان، هنوز بسیاری از جنبههای شخصیت والای آن حضرت بدون شک مغفول مانده است و پرداختن به این جنبههای ناگفته میتواند باب تازهای در پرداختن به شخصیت ایشان باز کند.
«مهدی مجتهدی»؛ استادیار دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فردوسی در گفتگویی به تبیین برخی از این جنبهها و چگونگی اصلاح تحریفات رخ داده پیرامون شخصیت بینظیر حسن بن علی (ع) پرداخته است.
وی در بخش نخستین سخنان خود از امام حسن (ع) به عنوان امام همه مسلمانان و نه فقط شیعیان نام برد و اظهار داشت: یک نگاهی که نسبت به امام حسن مجتبی (ع) وجود دارد و باید اصلاح شود این است که ما باید امام حسن (ع) را از چارچوب شیعی خارج کنیم و ایشان را امام مسلمانان بدانیم، نه امام شیعیان چون برخی تصور میکنند امام حسن (ع) و امام حسین (ع) فقط برای ما هستند در حالی که این ما هستیم که برای آنها هستیم و انحصار ائمه به شیعیان خلاف سیرهای است که خود اهلبیت (ع) پیگیری میکردند. قطعاً شیعیان جایگاه بالایی دارند ولی آنچه خود ائمه بر آن تصریح داشتند این بود که خود را امام همه امت میدانستند.
مجتهدی با طرح این سوال که چگونه باید این تصویر مخدوش را اصلاح کنیم؟ اظهار داشت: کلیدواژهای که میتواند کمک کند به سمت جذب اکثریت مسلمانان به اهلبیت (ع) خصوصاً امام حسن مجتبی (ع) برویم این است که به مفاهیمی که در تاریخ تحریف شده دقت کنیم. یکی از آن مفاهیم این است که امام حسن (ع) از نگاه تاریخ خلیفه پنجم است. عموماً عنوان میشود که خلفای راشدین چهار نفر هستند در حالی که در همان نگاه اهل سنت، خلفای راشدین پنج نفر هستند چراکه اهل سنت روایتی از پیامبر (ص) مطرح میکنند که حضرت فرمودند بعد از من خلافت سی سال است و بعد آن پادشاهی است. این روایت ناظر به این حقیقت است که اهل سنت از معاویه به بعد را به عنوان دوره پادشاهی میشناسند و حتی در همان زمان افرادی مثل «سعد بن ابی وقاص» معاویه را پادشاه خطاب میکردند، نه امیرالمؤمنین. طبیعتاً این مسئله با آن چارچوبی که اهل سنت برای تقسیمبندی خلافت و پادشاهی مطرح میکنند، هماهنگ است و طبق این نگاه امام حسن (ع) نیز جزء خلفا راشدین قرار میگیرند. این در حالی است که معدودی از نویسندگان، امام حسن (ع) را جزء خلفای راشدین میآوردند ولی عموماً خلفای راشدین را همان چهار نفر میدادند. ما با اصلاح این نگاه میتوانیم در فهم عموم مسلمانان نسبت به امام حسن (ع) یک نگاه جدید ایجاد کنیم.
وی در ادامه افزود: بر این اساس درمییابیم در تعریفی که در فضای غیر شیعه از زندگی امام حسن (ع) ارائه میشود تحریفاتی اتفاق افتاده است که یکی از آنها همین است. اساساً در نگاه امویان امام حسن (ع) و حتی خود امیرالمؤمنین (ع) جزء خلفا نبودند و آنها با نظریه خلفای راشدین که امیرالمؤمنین (ع) هم شامل آن باشد مخالفت میکردند و خلافت ایشان را نامشروع تلقی میکردند ولی در نگاه اهل سنت تعدیل شده امیرالمؤمنین (ع) و امام حسن (ع) هم جزء خلفای راشدین هستند. از این جهت کسانی که طرفدار تفکر اموی نیستند، باید نسبت به توجه بیشتر به امام حسن (ع) به عنوان خلیفه پنجم مسلمانان اقدام کنند. با این تعریف سیره امام حسن (ع) برای همه مسلمانان لازم الاتباع است
استادیار دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فردوسی در بخش دیگری از سخنان خود به تحریفات ایجاد شده در خصوص شخصیت امام حسن مجتبی (ع) پرداخت و تصریح کرد: در مورد شخصیت ایشان یک مشکلی وجود دارد و آن اینکه ایشان در محاصره تبلیغات اموی و عباسی قرار گرفتند. وقتی ما از امام حسن مجتبی (ع) صحبت میکنیم، بیشتر تصورات از زندگی آن حضرت سراغ ماجرای صلح میرود. البته صلح فقط یک بخش زندگی آن حضرت است و نباید زندگی آن حضرت را منحصر به ماجرای صلح کنیم. در ماجرای صلح یک نکته که مورد غفلت قرار میگیرد و یک اشتباهی که صورت میگیرد انتساب صلح به امام حسن (ع) است. امام حسن (ع) یک فرمانده جنگجو و یک مدیر مدبر بود و به همین جهت بعد از شهادت امیرالمؤمنین (ع) همه مردم با حضرت بیعت کردند.
برای تصور صحیح نسبت به صلح آن حضرت من باید به یک نکته اشاره کنم و آن اینکه ما واژهای داریم به نام جنگ تحمیلی و در برابر آن یک اصطلاح دیگر داریم به نام صلح تحمیلی. صلح امام حسن (ع) تحمیلی بود کما اینکه جنگ امام حسین (ع) نیز جنگ تحمیلی بود. این یکی از تبلیغات بنی امیه بود که صلح را به امام حسن (ع) منتسب کنند که در اثر آن حتی شیعیان نیز این روایت جعلی را پذیرفتند که وقتی آن حضرت به دنیا آمد پیامبر (ص) فرمود خدا به وسیله این فرزندم میان مسلمانان صلح برقرار میکند. این در حالی است که ایشان تا آخرین لحظه با معاویه جنگیدند و هیچ اولویتی را بالاتر از جنگ با معاویه نمیدانستند ولی این صلح به امام تحمیل شد و معاویه نامه سفیدی را امضا کرد تا امام حسن (ع) هر شرطی میخواهد در آن بنویسد، بنویسد. علت این کار معاویه این بود که از ابتدا قصدی برای عمل به آن نداشت و بعد از صلح نیز خودش به این مسئله اذعان میکند که من برای دین با شما نجنگیدم بلکه برای قدرت جنگیدم و صلحنامه را زیر پا میگذارم. پس این تصور که امام حسن را صلحطلب و صلحجو معرفی میکند، تصور غلطی است که باید اصلاح شود.
به گفته مجتهدی، عباسیان هم تهمتهای زیادی به امام حسن مجتبی (ع) زدند که در پژوهشهای سالهای اخیر به این مسئله پرداخته شده است. علت این تهمتها چه بود؟ تهمتهایی که عباسیان زدند ریشه در رقابتهایی دارد که فرزندان امام حسن (ع) با عباسیان بر سر حکومت داشتند و بخشی از قیامهایی که علیه عباسیان صورت میگرفت توسط فرزندان آن حضرت بود لذا عباسیان برای سرکوب آنها اقدام به دروغپردازی نسبت به جد آنها کردند و نتیجه آن به وجود آمدن روایاتی جعلی درباره شخصیت ایشان بود که در منابع شیعی هم راه یافته است؛ بنابراین خیلی از حسنیان که دست به قیام زدند باعث شدند بخشی از تبلیغاتی که علیه آن حضرت اتفاق افتاد با این انگیزه صورت بگیرد و این مسئله در منابع بازتاب یافته است.
این استاد دانشگاه در بخش پایانی سخنان خود بر ضرورت کار پژوهشی بیشتر و دقیقتر در خصوص شخصیت ذو ابعاد حسن بن علی (ع) تأکید کرد و بیان داشت: دو مدخل دایرهالمعارفی است که بدون اینکه که همه مطالب آن را تائید کنیم ولی برای بررسی زندگی آن حضرت مفید است؛ یکی دانشنامه جهان اسلام و یکی دایرهالمعارف بزرگ اسلامی که هردو مدخل حسن به علی (ع) دارند. متن دایرهالمعارف بزرگ اسلامی مفصلتر است و 34 صفحه است که در شش بخش مختلف به زندگی امام حسن (ع) پرداخته است. بنده باید به این نکته نیز اشاره کنم که جای پژوهش درباره زندگی آن حضرت هنوز باز است و حتی در مورد موضوعاتی مثل صلح تحمیلی که در ظاهر زیاد کار شده، هنوز جای کار دارد و بخشهای مغفول زیادی است که باید درباره آنها کار شود.